مرتضى راوندى

87

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

افسانه‌سرايى مىخواهى مردم را وادار به قبول چيزى بكنى كه وجود ندارد - خدا موجود نيست به اين دليل كه ما نمىتوانيم با هيچيك از حواس پنجگانه خود او را درك كنيم . ممكن است بگويى كه انسان اگر نمىتواند خدا را با حواس پنجگانه خود ادراك كند مىتواند با حواس باطنى خود او را درك كند - اما استفاده از حواس باطنى هم موكول به استفاده از پنج حس ظاهرى است ؛ من مىگويم كه حتى عقل هم بدون هيچ حس ظاهرى قادر به فهم چيزى نيست . . . خدايى كه تو ، مردم را به پرستيدن او دعوت مىنمايى چيزى نيست غير از آنچه از قوهء وهم تو بيرون آمده است . . . خداى تو كه ديده نمىشود مانند بت هندوهاست كه جلو آن پرده كشيده‌اند و هيچكس آن بت را نمىبيند و متوليّان به هندوها مىگويند كه آن بت ، هرگز خود را به افراد بشر نشان نمىدهد زيرا مىداند همين كه او را ببينند خواهند مرد . . . خداى تو هم لابد براى اينكه ديگران از ديدنش نميرند خود را هرگز نشان نمىدهد . . . تو مىگويى اين جهان را خدا آفريده است . . . ولى من مىگويم كه جهان را كسى نيافريده و به خودى خود به‌وجود آمده است ، آيا علف صحرا را كسى مىآفريند . . . آيا مورچه و پشه را كسى مىآفريند ، مگر نه اين است كه اين موجودات به خودى خود به‌وجود مىآيند - اى مردى كه دعوى دانشمندى مىكنى و مىگويى كه تو جانشين پيغمبر مسلمين هستى من مىگويم كه در بين افسانه‌هايى كه مردم نقل مىكنند ، هيچ افسانه‌اى بىپايه‌تر و سست‌تر و موهومتر از موجود بودن يك خداى ناديده نيست . . . انسان وقتى يك افسانهء موهوم را مىشنود گرچه مىداند كه بدون پايه است ولى از شنيدن آن لذّت مىبرد براى اينكه چهره خود و امثال خود را ، در مردان و زنان افسانه مىبيند و مىفهمد . . . اما عقل انسان كه گفتم وابسته به حواس پنجگانه ظاهرى مىباشد خدايى را كه تو از آن صحبت مىكنى نمىپذيرد ، چون عقل نمىتواند وجودى را بپذيرد كه نه ديده مىشود و نه مىتوان صدايش را شنيد . . . آخر خدايى كه جسم ندارد بدون آنكه داراى ديدگان باشد ، چطور مىتواند ديگران را ببيند و آن‌كه جسم ندارد و داراى زبان نيست چگونه مىتواند حرف بزند و آنكس كه داراى موجوديّت جسمى نيست چگونه مىتواند چيزى را خلق كند . » « 1 » در وصف خدا مىگويند : نه مركب بود و جسم نه مرئى نه محل - بىشريك است و معانى تو غنىدان خالق . ابو شاكر در پايان سخن گفت : « . . . هيچ ضرورت ندارد كه خدا ، جهان و نوع بشر را

--> ( 1 ) . مغز متفكر جهان شيعه ( امام جعفر صادق ( ع ) ) ، از مركز مطالعات اسلامى استراسبورگ ، ترجمه و اقتباس ذبيح الله منصورى ، ص 282 به بعد . ( به اختصار )